۩۞۩۞●●۩۞۩۞●●بسم الله الرحمن الرحیم سلام خوش آمدی عزیزلطفااندازه مانیتورخودرا1024در768پیکسل تنظیم کنیدمتشکرم بنده محمدهادی هستم دوستداره هرچی انسان ولی انسانی که ناطق باشد به وبلاگ عشق معنوی خوش آمدیدامیدوارم به شماخوش بگذره اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم یامولاعلی مددی مولاجانم 12130 به امیدفردایی بهترسخن تانگویی توانیش گفت ولی گفته رابازنتوان نهفت کم گوی وگزیده گوی چون در تازاندک توجهان شودپر میسرنگرددبه کس این سعادت به مکه ولادت به مسچدشهادت خدا نگهدارتون●●۞۩۞۩●●۞۩۞۩

۩۞۩۞●●In THe Name Of God My Name Is Mohammad Hadi Welcome ●●۞۩۞۩ (((((عشق معنوی))))) عشق-----((بسم الله الرحمن الرحیم))-----معنوی۲ - اردیبهشت 1385

1385/02/29

 

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوه الا باالله العلی العظیم حسبن الله و و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر الحمد لله الرب العالمین و العاقبه الاهل التقوی والیقین والصلاه و سلام علی اشرف الانبیا ء والمرسلین حبیب الیه العالمین ابلقاسم بن محمــــــــــــــــد صل الله و علیه و آله معصومین الذین اذهب الله انهم الریت و طهرهم تدهیرا سییما بقیه الله العرضی سییما بقیه الله العرضی امام زمانا و ولی امرنا و صاحبنا و مولانا و صاحبنا و مولانا و حبیبنا و طبیبنا کهف

پسر فاطمه

و غیاس المستکین روحی و ارواح العالمین له الفداح

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

سلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

ادامه مطالب گذشته

حضرت قائم مهدی موعود عجل الله تعلی فرجه الشریف

یا حجه الله یا بقیه الله یا صاحب الزمان یا شریک القرآن و یا قاضی الحاجات

اللهم عجل لولیک الفرج

امروز جمعه متعلق دارد به آقای جهانیان و آخرت

دم به دم بر دمه رخسار محمد آخرین برج ولایت مهدی صاحب زمان پیروزیه رزمندگان صلوات

بر محمد و آل محمد صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک ادوهم وجمعین

روزی ۱۰۰۰ صلوات بفرستید

هر روز بعد از نماز صبح ۱۰۰ صلوات باعث می شود شب اول قبر حضرت محمد به دیدار شما آید

یامولاعلی مدد

.....

بیهوش شد.....

کشیشها با دیدن این منظره به وحشت افتادند و از پادشاه خواستند تا ایشان را از این کار معاف دارد.

جدم نیز این امر را به فال بد گرفت و به کشیشان دستور داد بار دیگر تخت را بر پا کنند و صلیبها را به جای خود نهند.

این بار برادر آن داماد نگون بخت را بر تخت نشاندند.

باز چون انجیلها را گشودند و شروع به خواندن کردند٬ بار دیگر تخت واژگون گردید و بتها و صلیبها و داماد سرنگون شدند. مردم چون برای بار دوم این منظره را دیدند ٬ متفرق شدند و جدم نیز به حرمسرا باز گشت.

شب در عالم رؤیا دیدم: حضرت مسیح(علیه السلام) و شمعون و گروهی از حواریون٬ در قصر جدم جمع شدند و در جای همان تختی که برای داماد قرار داده بودند٬ منبری از نور نصب نمودند ٬ منبری که از بلندی سر به آسمان می سایید.

بعد حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم) با وصی و دامادش علی بن ابی طالب و جمعی از امامان (علیه السلام) و فرزندانشان به قصر وارد شدند.

مسیح با ادب به استقبال حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم) رفت و آن حضرت را در آغوش گرفت.

حضرت محمد (صل الله علیه و آله وسلم)به مسیح فرمودند:ای روح الله! ما آمده ایم از ملیکه٬ دختر وصیّت شمعون٬ برای فرزندم خواستگاری کنیم.

واشاره کردند به امام حسن عسکری (علیه السلام)-

ادامه دارد....

یامولاعلی مدد.

خدا نگهدارتان.

1385/02/28

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ادامه مطلب گذشته....عمروبن یزید

و مراقب او باش تا کنیزی را برای فروش بیاورد که دارای این صفات است .

آنگاه حضرت خصوصیات او را بیان فرمود و اضافه کرد که آن کنیز نمی گذارد مشتریان به او نظر کنند یا به بدنش دست بزنند و می گوید : من باید خودم خریدارم را انتخاب کنم .

 در این هنگام تو پیش برو و نامه مرا به آن کنیز بده و او را خریداری کن.

بشربن سلیمان گوید: مطابق فرموده حضرت عمل کردم.

آن کنیز چون در نامه نگریست ٬ بسیار گریست و به عمروبن زید گفت:مرا به صاحب نامه بفروش ٬ و سوگند ها خورد که اگر چنین نکنی خود را هلاک می کنم.

بشربن سلیمان گوید:کنیز را با همان کیسه زر خریدم و چون به منزلی که در بغداد گرفته بودم ٬ رسیدیم ٬ آن کنیز نامه امام را بیرون آورد٬ آن را می بوسید و بردیده می گذاشت.

با تعجب گفتم: چگونه نامه ای را می بوسی که صاحب آن را نمی شناسی .

او پاسخ داد: گوش فرا دار تا سرگذشت خود را برایت شرح دهم:

من ملیکه ٬ دختر یشو عای ٬ فرزند قیصر٬ پادشاه روم٬ هستم و مادرم از فرزندان شمعون بن حمون بن صفّا ٬وصی حضرت عیسی (علیه السلام) است.

هنگامی که سیزده ساله بودم٬ جدّم قیصر خواست مرا به عقد فرزند برادر خود در آورد٬پس جمع کثیری از علمای مسیحی و امرای لشکر و صاحبان منزلت را در قصر خود گرد آورد.

به دستور او تختی بزرگ و جواهر نشان برای پسر برادرش مهیا ساختند و بتها و صلیبها را بر بلندیقرار دادند.

آنگاه پسر برادر خود را بالای تخت فرستاد.

امّا چون کشیشها انجیلها را به دست گرفتند که بخوانند ٬ بتها و صلیبها سرنگون شدند و تخت واژگون گردید و داماد از تخت به زیر افتاد و بیهوش شد.    ....

ادامه دارد....

یامولاعلی مدد

خدا نگهدار شما باشد انشاءالله .

   1      2      3      4      5      6      7    >>